توحید - صفا
X
تبلیغات
زولا
بسم الله الرٌحمن الرٌحیم --------باصفا باش پادشاهی کن ...
شنبه 13 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 06:00 ق.ظ

 

توحید

 

 

سلام به همه به به چه روزهای عالیی امیدوارم همیشه شاد و سر حال  باشید.خانم زینب محبت فرمودند و در باب وحدت وجود سوالی مطرح نموده بودند که بی ارتباط به اسماء و صفات نبود بد نیست در این باب هم کمی مطلب بنویسیم.معنای اسم و صفت:در باب اسم? ادیبان دیدگاه یکسانی ندارند.ادیبان کوفی ریشهء اسم را" وسم" به معنای علامت میدانند و لغت شناسان بصری آنرا از ریشه"سمو" به معنای علو و برتری میدانند.اما همه به بدون در نظر گرفتن ریشه بر این اتفاق هستند که اسم به معنای نشانه و علامت است./اما صفت:واژهء صفت اول بصورت و صف بوده که اینگونه تغییر یافته.مانند واژهء عده که اصلا وعد بوده.بنابر این صفت ،مصدر  و به معنای وصف کردن است.و علامتی است که حالت خاصی از موصوف الیه را بیان میکند.در علم نحو ،اسم کلمه ای است که بر معنای مستقلی دلالت دارد.وصفت اسمسی است که معنای وصفی داشته باشد .گاهیهم منظور از صفت،اسمی است دارای معنای وصفی خاص که در مله تابع لفظ دیگر باشد.بنابر اینمثلا علم و قدرت اسم هستند نهصفت.در حالی که عالم و قادر و ... صفت هستند. اما معنای اسم و صفت در روایات بصورت متفاوت آمده.گاهی سمیع و بصیر در جایی  اسم و گاهی صفت بحساب آمده.خب حالا دیگه بحث خسته کننده کم کم

دارد تمام میشود.امام باقر علیه السلام در این باره فرمودند(اصول کافی ج 1 ص 88)انّ الاسماء صفات وصف بها نفسه.سماء صفاتی هستند که خداوند خود را با آنها توصیف نموده است. وقتی محمد بن سنان از امام رضا علیه السلام میپرسد اسم چیست ؟میفرمایند:صفه للموصوف.توصیفی برای یک موصوف بنابراین:تمام صفات خدا اسماء اوست و تمام اسماء خدا صفات اوست.مهمترین اصل در چگونگی شناخت خدا و تفسیر صفات او خارج نمودن خداوند از دوحد تعطیل و تشبیه است.مثلا از حضرت پرسیدند که آیا مجازیم خدا را شیء بنامیم؟ حضرت فرمودند:نعم یخرجه من الحدین.حد التعطیل و حد التشبیه.بله در صورتی که از حد تعطیل و تشبیه خارج بدانید.تعطیل بر دو قسم است.1:تعطیل وجود شناختی (نفی خدا)2:تعطیل معرفتی(نا ممکن بودن شناخت خدا).که این قسم هم دو حالت دارد الف:نا ممکن بودن شناخت خدا بطور مطلق که به ناممکن بودن اثبات خدا منجر میشود  ب: با اینکه خدا ثابت میشود اما شناخت او را نا ممکن میکند. ببینید درسته که ما قائلیم هیچ موجودی به حد سرسوزنی به ذات راه ندارد اما نمیتوانیم بگوییم:خب ما که به ذات راه نداریم.از کجا میدانیم او دانا است و جاهل نیست؟از کجا میدانیم که او قادر است و ضعیف نیست و ... ؟جواب اینه که:چون اینها خلاف حس هستند.ایجاد نمودن  حقیقتی منظم ،دلیل عالمیت و قادریت و ... است.پس اگر در جهان مخلوق منظمی وجود دارد ،دلیل ناظمی بادرایت است.اما مهم اینه که آنگونه که خداوند خود را معرفی نموده همانگونه او را بشناسیم و مورد دعا قرار دهیم نه اینکه مثل دعای جعلی و خنده دار سیفی بگوییم...خدایا تو در یایی از احدیت هستی من را داخل خودت وارد کن(اجازه بده در احدیتت شیر جه بزنم)  نفی تشبیه:قبلا در این باب بحث نمودیم.یعنی خدا با هیچ شیء و مخلوقی سر سوزنی تشابه ندارد.حال کار برد اسماء خدا چیست؟(برای تسخیر جنه؟)خیر قبلا در باب عهد و قرار دادن عهد الست در ذات انسان صحبت کردیم.اینو داشته باشید.... از امام رضا علیه السلام در عیون اخبار نقل شده که فرمودند: فاسمائوه تعبیر.تعبیر در لغت به معنی نفوذ و عبور در شیء است یا از محلی به محل دیگر.مقصود از تعبیر بودن اسماء الهی این است که این اسماء با یاد آوری معرفت قلبی (عهد الست)انسان را به شناختی متعالی از خدا هدایت میکند.

خب... حالا ببینم....مگر نگفتیم که ذات قابل وارد شدن نیست؟پس چگونه صفاتی ذاتی برای خدا قائلیم و ذات را توصیف میکنیم؟ چند مطلب.... نظریه توصیف ذاتی 1:ذات توصیف شده قبل از توصیف مجهول است. 2: ذات مجهول توسط مفهومهای ذهنی صفات کشف میشود.پس ما بعلت درک و روئیت افعال،تصوری از ذات ادراک میکنیم.و خدا بیش از این تصور را از ما نمیخواهد.مثلا وقتی میگوییم خدا حی است با توجه به لیس کمثله شیء میدانیم که هیچ شباهتی با زنده ها ندارد اما بودن او را تعبیر به زنده بودن کردیم. اما کلام معصوم علیه السلام از تعبیر و تذکر:ذات احدیت قبل از به کار گیری اسماء و صفات "معلوم" و به تعبیر برخی روایات "شاهد"است.زیرا در عهد الست،خداوند خود را به همه بندگانش شناسانده و جوهر پذیرش عهد در فطرت انسانها موجوده و اسماء مانند معبری (تعبیر)بین آن اوان و حال نقبی میزنند و متذکر به آنچه مورد نسیان ما واقع شده مینمایند. خب... اینقدر مطلب زیاده که داشت یادم میرفت کار کرد اسماء را عرض کنم.امام باقر علیه السلام میفرماید(اصول کافی ج 1 ص 116)خدا بود و هیچ مخلوقی نبود.سپس

 

 اسماء را بعنوان  وسیلهء میان خود و مخلوقش آفرید... و در حدیثی از امام رضا علیه السلام(کافی ج 1 ص 113) نقل شده که فرمودند:نیازی به نامگذاری خود ندارد(خدا)امابرای خود اسمهایی برگزید تا دیگران او را بخوانند(دعوت کنند)زیرا اگر به اسمش خوانده نشود شناخته نمیشود. و خود خداوند در قرآن فرموده که برای او اسماء حسنی است پس خدا را با آنها دعوت کنید.ببینید خیلی سعی کردم ساده بنویسم.اما اگر مشکل دارید آرشیو توحید را از صفر تا بحال بخوانید.منظور من از تکرار کردن تلقین نیست!بلکه برای به یاد ماندن نحوهء استدلال،مکرر خواندن نقش اصلی را ایفا میکند .خود من بعد از 12 -13 سال تدریس توحید هر سال یکبار از صفر شروع میکنم که:آیا اصلا خدا هست یا نه؟تا مفاهیم برایم ملکه شود و با تفقه در مکررات قبلی به هزار نتیجهء جدید میرسم.

محمد اوسعی

منبع:http://jadoogarzeoos.blogfa.ir/

http://www.owghat.com
it4u.ir