تجسم اعمال - صفا
X
تبلیغات
رایتل
بسم الله الرٌحمن الرٌحیم --------باصفا باش پادشاهی کن ...
دوشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 06:53 ق.ظ


fehrest page

تجسم اعمال در جهان دیگر.


12. (یَوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ یَسْعی نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمانِهِمْ بُشْریِکُمُ الْیَوْمَ جَنَّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛.
روز رستاخیز مردان و زنان با ایمان را می بینی که نور (ایمان) آنها در پیشاپیش و طرف راست آنان در حرکت است. به آنها نوید داده می شود که (جایگاه) شما بهشت است که نهرها از زیر درختان آن جاری می شود و شما جاودانه در آن جا هستید و این کامیابی بزرگی است).
13. (یَوْمَ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَالْمُنافِقاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرائَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ باب باطِنُهُ فِیهِ الْرَّحْمَةُ وَظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ؛.
در آن روز مردان و زنان منافق به افراد با ایمان می گویند: (کمى) صبر کنید تا ما از نور شما بهره گیریم، ولی به آنها گفته می شود (به دنیا) باز گردید و تحصیل نور کنید. (در این لحظه) دیواری که دارای در است میان دو گروه (حایل می شود) درون آن دیوار، رحمت (بهشت) و برون آن، عذاب است).
14. (یُنادُونَهُمْ أَلَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قالُوا بَلی وَلِکِنَّکُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَکُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتکُمُ الأَمانِىُّ حَتّی جَاءَ أَمْرُ اللّهِ وَغَرَّکُمْ بِاللّهِ الْغَرُورِ؛.
در این هنگام منافقان مؤمنان را ندا می کنند که مگر ما با شما در (دنیا) نبودیم؛ (چرا سرانجام کار ما دوتا شد). مؤمنان پاسخ می دهند: آری چنین است ولی شما خود را (به سبب نفاق) به هلاکت افکندید و با حالت انتظار و تذبذب به سر بردید و در دین خود تردید نمودید و آرزوها شما را فریب داد، تا آن جا که فرمان خدا (مرگ) فرا رسید و (شیطان) فریبنده ای شما را فریب داد).
15. (فَالْیَوْمَ لایُؤْخَذُ مِنْکُمْ فِدْیَة وَلامِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مَأْویِکُمُ النَّارُ هِىَ مَوْلیِکُمْ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ؛.
امروز دیگر نه از شما و نه از کافران عوض پذیرفته نمی شود، جایگاه شما دوزخ و شایسته شماست و بسیار جایگاه بدی است).
آن چه را آیه های فوق بیان می کند در حقیقت، دورنما و شبحی است از یک سلسله حقایق جهان جاویدان و تا انسان آن حقایق را مشاهده نکند، هرگز به حقیقت این معانی پی نخواهد برد، بلکه از خود خواهد پرسید این صحنه عظیم، چه صحنه بزرگی است که اولین و آخرین در آن جا گرد می آیند چگونه وجود افرادِ با ایمان به صورت یک منبع نور درمی آید! و این دیوار عظیم که دو دسته را از هم جدا می سازد، چه دیواری است و چگونه یک طرف آن عذاب و درون آن رحمت است! و طرز مکالمه این دو دسته چطور است.
اینها یک سلسله پرسش هایی است که در موقع مطالعه این آیات به خاطر ما وارد می شود، ولی هرچه در باره آنها بحث شود، جز شبحی از حقیقت دستگیر نمی شود. البته ما تقصیر نداریم، بلکه حقایق آن جهان چنان بالاست که در قالب الفاظ این جهان در نمی آید و آخرین راه برای درک درجات و درکات آخرت، این است که از روی مقایسه و تشبیه، دورنمایی از آنها در ذهن خود ترسیم نماییم و در این صورت، قصور، متوجه قوای ادراکی و زبان و الفاظ ماست.
حال ما در مورد درک حقایق آن جهان، حال جنینی است که در رحم مادر قرار گرفته باشد؛ او هر اندازه هوش و استعداد داشته باشد نمی تواند وضع موجود بیرون رحم را درک کند.
مولوی این تمثیل را در ابیات زیر به صورت نغز بیان کرده است:.
گر جنین را کس بگفتی در رحم. هست بیرون عالمی بس منتظم. یک زمین خرمی با عرض و طول. اندر آن، صد نعمت و چندین اُکُول. کوه ها و بحرها و دشت>ها. بوستان ها باغ ها و کشت /div> آسمان بس بلند و پر ضیاء. آفتاب و ماهتاب و صد سها. از شمال و از جنوب و از دَبور. باغ ها دارد عروسی ها و سور. در صفت ناید عجایب های آن. تو در این ظلمت چه اى، در امتحان. خون خوری در چار میخ تنگنا. در میان حبس انجاس و عنا. او به حکم حال خود منکر بدی. زین رسالت معرض و کافر شدی. کاین محال است و فریب است و غرور. زان که تصویری ندارد، وهم کور. جنس چیزی چون ندید ادراک او. نشنود ادراک منکر ناک او. هم چنان که خلق عام اندر جهان. ز آن جهان ابدال می گویندشان. کاین جهان جایی است بس تاریک و تنگ. هست بیرون عالمی بی بو ورنگ. هیچ در گوش کسی زایشان نرفت. کاین طمع آمد حجابی ژرف رفت‏
(1).

چگونگی پاداش و کیفر اعمال.


دانشمندان در پاداش و کیفر اعمال عقاید گوناگونی دارند: گروهی از آنها معتقدند که جزای اعمال، مانند پاداش و کیفرهای این جهان روی قرار داد است؛ یعنی چنان که در این جهان برای هر بزهى، کیفری از طرف قانون گذاران تعیین شده است و کیفر سارق روی قرار و تقنین، غیر از کیفر قاتل است، هم چنین خداوند بزرگ برای هر عملى، کیفر و یا پاداش خاصی معین نموده است و هر کسی طبق مقررات الهی به سزای اعمال خود می رسد و هرگونه پاداش و کیفر، مخلوق خداوند است و کوچک ترین ربطی به شخص خوش کردار و یا بدکردار ندارد، و خداوند، در اختیار آن شخص می گذارد و این نظریه، همان نظریه اجر و مزد و کیفرهای مقرراتی است.
دسته دیگر معتقد است تمام کیفرها و پاداش ها مخلوق نفس و روح انسانی است، که نفس انسان بی اختیار در آن جهان آن ها را خلق می کند. اینان می گویند کردار نیک و بد در این جهان در نفس انسانی ملکات خوب و بد ایجاد می نماید و این ملکات خمیره انسان و جزء ذات او محسوب می شود و هر ملکه اى، مناسب خویش به صورت هایی از نعمت و نقمت می آفریند هم چنان که انسان در این جهان، مناسب ملکات و روحیات خویش، یک سلسله افکار و معانی را در ذهن خویش ترسیم می نماید، اشخاص خوش باطن در این جهان با یک سلسله از افکار و تصورات نیک، سروکار دارند و افراد ناپاک در خواب و بیدارى، خواه ناخواه با افکار باطل و تصورات بد، خویش را مشغول می سازند.
این افکار بد و یا خوب، محصول و معلول ملکاتی است که در این جهان کسب کرده است و این ملکات در روز جزا، خهق نعمت ها و نقمت ها و شکنجه ها و دردها و روح و ریحان است و بی اختیار این حقایق را به وجود خواهد آورد.

نظریه تجسم اعمال.


گروهی از دانشمندان بزرگ اسلام راه دیگری انتخاب نموده و شواهد زیادی از آیات و احادیث برای آن آورده اند و اجمال آن این است:.
تمام پاداش ها و کیفرها، نعمت ها و نقمت ها، فرح و سرور، درد و شکنجه، حقایق اعمال دنیوی ماست؛ هر کرداری از ما - خواه خوب و خواه بد - یک صورت دنیوی دارد که ما آن را مشاهده می نماییم و یک صورت اخروی دارد که هم اکنون در دل آن عمل نهفته است و روز رستاخیز پس از تحولات و تطوراتی که در آن رخ می دهد شکل کنونی و دنیوی خود را از دست داده و با واقعیت اخروی و روز باز پسین خود جلوه می کند و باعث لذت و فرح عامل و یا آزار او می گردد.
آنان معتقدند که اعمال نیک این زندگی در روز رستاخیز تغییر شکل داده و در صورت باغ و راغ و چمن و سوسن و حوریان زیبا اندام و کاخ های مجلل در خواهد آمد. چنان که اعمال بد، قیافه دنیوی خود را دگرگون کرده و به صورت آتش و زنجیر و انواع عذاب جلوه خواهد نمود و جزای اعمال هر انسانی عین اعمال او خواهد بود و در این جمله ذره ای مجاز نیست و چیزی در محکمه عدل خداوند بهتر از این نیست که عین عمل انسان را به خود انسان بازگردانند.
(2).
از میان آیات قرآن، که این گروه استدلال کرده اند یکی آیه زیر است:.
(وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً وَلاَیَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً؛
(3).
روز رستاخیز آن چه را عمل کرده بودند در پیشگاه خود حاضر و موجود می یابند و پروردگار تو به کسی ستم نمی کند).
آیه مزبور حاکی است که روز رستاخیز، خود عمل در برابر انسان حاضر می گردد و این که گاهی برخی از مفسران، لفظ (جزاء) مقدر کرده و می گویند منظور (جزاء ماعملوا) است خلاف ظاهر آیه است.
آیه های 12 و13 مورد بحث، گواه بر این قول است، زیرا آیه 12 وجود مؤمنان را در روز رستاخیز منبع نور معرفی نموده است که با حرکت آنها، نورشان نیز درحرکت است.
در آیه بعد پاسخ مؤمنان را در باره درخواست منافقان که مؤمنان مقداری صبر کنند، تا آنها نیز در پرتو نور آنها حرکت نمایند چنین نقل می کند: (قِیْلَ ارْجِعُوا وَرَائَکُمْ فَالْتَمِسُوا نوراً) یعنی به دنیا باز گردید و نور به دست آورید، ظاهر این پاسخ، این است که ما نور را از دنیا آورده ایم و شما نابخردان نیز می توانستید این نور را همراه خود بیاورید. اکنون باید دقت کرد این نور کدام نور است، که مؤمنان همراه خود آورده اند. آیا جز ایمان و اعمال نیک، چیز دیگری هست که آنان همراه خود در رستاخیز آورده باشند! پس معلوم می شود ایمان و اعمال نیک روز رستاخیز به صورت نور جلوه می کند و صورت واقعی این اعمال همان نور است، که در قیامت مشاهده می گردد.

برخی از دلایل نقلی نظریه تجسم اعمال.


طرفداران نظریه تجسم اعمال، با بسیاری از آیات و روایات بر نظریه خویش استدلال کرده اند که برخی از آنها اصل تجسم عمل را اثبات می کند و برخی دیگر متعرض خصوصیات آنها نیز است و ما به اجمال به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:.
1. از آیاتی استفاده می شود که جهان کشتزار سرای دیگر است و عمل انسان به سان دانه ای است که کشاورز در دل خاک فرو می برد، آن گاه همان دانه رشد و نمو کرده و کشاورز همان دانه را با مقادیر زیادتری برداشت می کند. اعمال انسان در این جهان با تبدلات و تغییرات بیشتری که لازمه آن سرا ست، به خود انسان بازگشته و آن چه را کاشته با مقدارزیادتری درو می کند، چنان که می فرماید:.
(مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ؛
(4).
هرکس کشت آخرت را بخواهد، کشت او را می افزاییم).
امیرمؤمنان فرموده:.
(العمل الصالح حرث الآخرة؛
(5).
کار نیک، کشت آخرت است).
2. صریح آیه مورد بحث - که در آغاز بحث مشاهده می کنید - این است که، حسنات این سرا در جهان دیگر به صورت نور و روشنایی درمی آیند و مؤمنان در پاسخ منافقان چنین می گویند: (بازگردید، این نور را از دنیا طلب کنید). جای شک نیست که این گونه آیات و روایات را می توان برمجاز و استعاره حمل کرد و در بسیاری از آنها لفظ (جزاء) را در تقدیر گرفت ولی آیا مجازیم که از پیش خود چنین کاری را انجام دهیم!.
این اجمال نظریه طرفداران تجسم اعمال است که به طور فشرده بیان داشتیم.
در کلمات پیشوایان اسلام تذکرات زیادی در این باره داده شده است. امیرمؤمنان می فرماید:.
(فإنّ الدنیا قد أدبرت و آذنت بوداع، وإنّ الآخرة قد أشرفت باطلاع. ألا وإنّ الیوم المضمار وغداً السباق، والسبقة الجنة والغایة النار؛
(6).
دنیا با تزلزل و پشت کردن اعلام جدایی کرده و آخرت با فرا رسیدن ناگهانی خود نزدیک شده است. امروز روز آماده شدن و فردا روز مسابقه است و سرانجام مسابقه، یا بهشت است و یا دوزخ).
1. مثنوى، دفتر سوم، ص‏2.
2. این مضمون در اعراف (7) آیه 30، لقمان (31) آیه 16 و تکویر (81) آیه های 13 و14 نیز وارد شده است.
3. کهف (18) آیه 49.
4. شوری (42) آیه 20.
5. نهج البلاغه، خ 56.
6. نهج البلاغه عبده، ج‏1، ص‏27.

جعفر سبحانی



fehrest page

http://www.owghat.com
it4u.ir